تبليغاتX
(\_.:: Løvely-Män ::._/)
خاطره ها ...
امروز نشستم آلبوم عکسامو نگاه میکردم,هرکدومو حال میکردم اسکن میکردم...

چقدر زود لحظه ها و آن ها تبدیل به خاطره میشن ...

تو همه ی عکسا همه دارن میخندن و شادن ولی من هنوز بغض تو گلومه ...

به عکسی رسیدم که خیلی جالبه ماله تابستون ۸۴ , من وسط, تو و یکی دیگه(!)"میدونی کیو میگم که؟, همون که همون سال اولین بار بود میدیدمشو ..."

گریه ام گرفت,الانم آهنگ دلم گرفته رو دارم گوش میدمو تایپ میکنم ...

یادش بخیر ...

راستی یه چیزی , هنوز دوستت دارم ولی خوب دست تقدیره دیگه !

+بنگاشته شده در جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت19:21توسط Lovely Man |
دیو چو بیرون رود فرشته در آید ...
سرم درد میکنه , حالم خوب نیست ...

صحنه هایی دیدم که میخواستم بالا بیارم , منزجر کننده بود !

یاد دو تا از آهنگهای دیو افتادم که به خاطر خوندن اینا اعدام شد البته یه سری میگن زندس!

میزارم واسه دانلود:

*** دست ها بالا 

حمله ور

** سرباز ایرانی

این ستاره هایی که بغل لینکا هست ترتیبی از زیبایی آهنگ و مفهومشه پیشنهاد میکنم هر کی کارهای بهرام و عرفان رو گوش داده اینا رو هم گوش کنه چیزی از اینجا ایرانه و تصمیم کم ندارن ...

تا بعد !

+بنگاشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت9:47توسط Lovely Man |
کـــنـــکـــــور !!!
هنــــــــــــوز رو کارم!

کنکور

+بنگاشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت17:51توسط Lovely Man |
کنکور ...
سلام بعد ماها اومدم!!!

خوب منم شدم کنکوری ...!!!

شاید تا بعد کنکور نیام ... واسم دعا کنین ...

دبیرستان تمام گشت و به آخر رسید تابستان      ما همچنان در اول وصف کنکور مانده ایم !!!

+بنگاشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت11:57توسط Lovely Man |
زمین صافه ... وسعت معنی

اگه بگی نه نمیگم میمیرم

عکساتو میشینم یکی یکی میبینم

اگه بگی نه نمیگم میمیرم

تنها نباشیم باهم باشیم

اووووووو... مشکلا یکی دو تا نیست

باید ببرمت این هفته باز چقیو پاریس

سالوادور ربانای کادوتو، میپیچونم برات مثل رمانای پاولو

کویلو برات یکی خریدم، فکر نکن ددیتم

نه اون نه شکل بقیم، روزا قدیمی تر، من یکی جدیدم

یکی یکیشون یاد دادم تا جدی نگیرم

نگرانی میگی داستانمون لو میره یهو

ملو افتادیم جلو شومینه ولو

بریم یه جا که خیابون و پیاده رو کم

چشا ریز آفتابش زیادی روشن

کاش وقت وایسه همیشه بغل من باشی

قابمون کنن عین اثر نقاشی

جریان امروز، خبر فرداییم

وسط دریا دو تا صدف دریایی

موجا رد میشن از رو ماها

خوابیدیم و نگاها به ابرا بالا

نه نمیریم از رو ماها

صورت و کج میکنی میدی ابرو بالا

کاشکی همیشه بمونی تو دنیای من

که تو ساحلش دنبالتم، میدوییم دنبال هم

شن وردار و رو هوا یه مشت بریز

ما رو ساحل بقیه پشت میز...

بقیه پشت میز ... با یه خودنویس ... هه هه!


مهراد واقعا منو دیوونه میکنه ... تو اولین باری که گوش میدی فقط و فقط صدا رو میشنویی و ازش لذت میبری ! اصلا نمیفهمی که چی میخونه ... فقط صداش !

ولی بعد که دوباره گوش میدی ووووو شعرش واقعا مغز داره ! مثه جی جی یه مشت دری وری نیست!!!

 

+بنگاشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت22:55توسط Lovely Man |
کارنامه
ها ها ها !!!

عجب!

معدل کتبیم ۸۸/۱۸ شده!

کل هم ۹۵/۱۸ البته ۴ تا درس رو اعتراض زدم اگه درست شه میاد بالای ۱۹

میریم واسه پیش !!!!!!!! خدا به دادمون برسه!

+بنگاشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388ساعت12:42توسط Lovely Man |
بعد مدتها!
سلام بالاخره(کجا رو نگا میکنی؟!) یه نیمچه سرعت اینترنت بالا رفت منم تونستیم پست بدم!!!

این چند روز کلی درگیر بودم ... وحشتناکه! همه چیمونو گرفتن کم مونده بگن نفس نکش!!!

کلی موقعیت واسه پست دادن بود ولی دریغ از اینترنت!

دیگه باید به فکر کنکور باشم . فردا میرم مدرسه کارنامه بگیم ببینم چه کرده ایم !!!

تا بعد ...

+بنگاشته شده در شنبه سی ام خرداد 1388ساعت23:2توسط Lovely Man |
Monsoon

چند روز رفتم تو فاز توکیو هتل ... قشنگه نه؟

Tokio Hotel - Room 483 - Monsoon

Tokio Hotel

I'm staring at a broken door
There's nothing left here anymore
My room is cold
It's making me insane

I've been waiting here so long
Another the moment seems to've come,
I see the dark clouds coming up again.

Running through the monsoon
Beyond the world,
To the end of time,
Where the rain won't hurt
Fighting the storm,
Into the blue,
And when I lose myself I think of you,
Together we'll be running somewhere new
Through the monsoon.
Just me and you

A half moon's fading from my sight
I see your vision in its light
But now it's gone and left me so alone
I know I have to find you now
Can hear your name, I don't know how
Why can't we make this darkness feel like home?

Running through the monsoon
Beyond the world
To the end of time
Where the rain won't hurt
Fighting the storm
Into the blue
And when I lose myself I think of you
Together we'll be running somewhere new
And nothing can hold me back from you
Through the monsoon

Hey! Hey!

I'm fighting all this power
Coming in my way
Let it take me straight to you
I'll be running night and day
I'll be with you soon
Just me and you
We'll be there soon
So soon

Running through the monsoon
Beyond the world
To the end of time
Where the rain won't hurt
Fighting the storm
Into the blue
And when I lose myself I think of you
Together we'll be running somewhere new
And nothing can hold me back from you
Through the monsoon

Through the monsoon
Just me and you
Through the monsoon
Just me and you

+بنگاشته شده در پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت15:22توسط Lovely Man |
من یه آشغالم
معمولا مهم ترین احساساتمو تو اینجا مینویسم شاید مسخره باشه ولی خوب عادت کردم و با این کار به نوعی خالی میشم ...

امشب کار بدی کردم ... خیلی بد ...

هیچ وقت چیزی رو که مال من نبوده برنداشتم هیچ وقت بی اجازه ی صاحبش کاری نکردم ولی امشب ... شاید کارم مثه دزدی بود ...چیزی که اجازش رو نداشتم دیدم ...  شاید دارم خودمو تبرعه میکنم !

مطمئنم اون شخصم این پست رو می خونه شاید دارم معذرت خواهی میکنم ... نه با معذرت که درست نمیشه ...!

شاید یه دوست رو از دست دادم ... دوستی که ... شاید اون شخص دیگه منو نبخشه ... حتی اون ببخشه منم خودمو نمی بخشم !

نمیدونم چیکار کنم ...

+بنگاشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت23:48توسط Lovely Man |

RSS